مذاکره با آمریکا، تله یا فرصت راهبردی؟

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ آنچه در پی میآید، بیانی از سر دغدغه و هشدار راهبردی است؛ نه مخالفت با اصل دیپلماسی و نه بیاعتمادی به مذاکرهکنندگان است، اما نگرانی به دلایلی وجود دارد که در ذیل میآید.
الگوی بدعهدی دشمن
آمریکا در طول تاریخ معاصر به تجربه ثابت کرده است که «تعهد» برایش ارزش راهبردی ندارد. مروری بر بدعهدیهای این کشور علیه ایران، حقیقت تلخی را روشن میکند؛ خروج یکجانبه از برجام در سال ۲۰۱۸ میلادی با وجود تأیید پایبندی ایران بهوسیله آژانس بینالمللی انرژی اتمی.
برای نخستین بار است که به واسطه جنگ رمضان به اهرمهای بازدارنده ای دست یافتهایم که پیش تر در اختیار نداشتیم
مهمتر آنکه امروز طرف مذاکره کسی است که شخصیتش خود یک بحران است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا با «بیقاعدگی شخصیتی» سابقهای آشکار از نقض عهد و رفتار غیرقابل پیشبینی دارد. وی در کمتر از یکسال دو بار زیر میز مذاکره با ایران زد، رهبر عزیزتر از جان و فرماندهان رشیدمان را به قتگاه برد و خون پاک هزاران نفر از مردم عزیزمان را ریخت.
سابقه عملکرد سوء وی نشان میدهد در کنار مذاکره، همواره از ابزار فشار، تهدید و اقدام همزمان جنگی نیز استفاده کرده است؛ الان هم با شروع مذاکرات آتشبس چندین بار بدعهدی کرد؛ از تهدیدهای آشکار گرفته تا زیر پا گذاشتن تفاهمهای اولیه. از منظر علم روابط بینالملل، مذاکره با کسی که «الگوی رفتاری قابل اتکایی» ندارد، نیازمند تضمین و احتیاط بیشتر است.
فرصت سوزی راهبردی
ما برای نخستین بار است که به واسطه جنگ رمضان به اهرمهای بازدارنده ای دست یافتهایم که پیش تر در اختیار نداشتیم؛ تنگه هرمز به عنوان شریان حیاتی انرژی جهان و بازدارندگیهای فرامنطقهای که عملاً در این شرایط نوعی «فرصت آفندی» ویژه و ممتازی است.
در علوم راهبردی، هر قدر اهرمهای میدانی قویتر باشد، قدرت چانهزنی پای میز مذاکره بیشتر است. نگرانی این است مبادا با تعلیق یا تضعیف اهرمهای بازدارنده بهعنوان کارت در ازای وعدههای بیضمانت و مبهم، به نقطه بیبازگشت برسیم و دیگر نتوانیم از این فرصت استفاده کنیم. از دست دادن این سرمایه ارزنده، میتواند بخش مهمی از قدرت چانهزنی ایران را کاهش دهد.
خطر فرسایش پشتوانه مردمی
تهاجم دشمنان خارجی به کشور و آغاز مجدد جنگ تحمیلی، سبب شده است تا حس وطن دوستی، غیرت ملی، اتحاد و همبستگی مردمی، پشتیبانی ملی از نظام تقویت و مشروعیت سیاسی آن افزایش یابد. درواقع به یُمنِ آن امروز خوشبختانه جمهوری اسلامی ایران از بالاترین سطح حمایت مردمیِ عظیم و بی نظیری برخوردار شود.
مردمی که به تعبیر رهبر شهید انقلاب، «مبعوث» شدهاند؛ این حمایت، ریشه در خون مطهر امام شهید (ره) دارد؛ همان خونی که انقلاب را آبیاری و این نظام را استوار ساخت. حمایت امروز مردم، میراث شهدا و ثمره مجاهدتهای نیروهای مسلح فداکار است که داریم و به آن میبالیم.
نگرانی این است که مذاکرات طولانی و بیفرجام با آمریکای بدعهد، به تدریج اعتماد مردم را فرسوده و این سرمایه اجتماعی و اتحاد مقدس را خدشهدار کند. پشتوانه مردمی امانتی بر دوش ماست، نه کالایی مصرفی. البته میدانیم که مسئولان و تصمیمگیران کشورمان نیز به این حقایق واقف و آگاهند و هوشیاری آنان قابل قدردانی است.
انتظار میرود مسئولان با دقت و هوشیاری مضاعف در این مسیر نامطمئن، با احتیاط و دقت لازم گام بردارند و مراقب باشند مبادا دشمن از مذاکرات بیفرجام بهعنوان سلاحی علیه ما استفاده و مردم همیشه در صحنه را دلسرد یا مأیوس کند که این گناهی نابخشودنی است.
موفقیت در هر مذاکرهای منوط به وجود تضمین معتبر، حفظ اهرمهای بازدارنده و صیانت از سرمایه اجتماعی است
تله زمانی
آمریکاییها به خوبی میدانند که در میدان نظامی ابداً به نتیجه دلخواه نرسیدهاند. از این رو، بهنظر میرسد «مذاکره» را به عنوان ابزاری کمهزینه و کم خطر، برای خرید زمان و بازسازی قوای خود طراحی کردهاند که آرایش نظامیشان در استقرار ناوهای بیشتر در منطقه و اعلام مهلتهای مصنوعی، از نشانههای این تاکتیک است.
از نظر راهبردی، گاهی طرف مقابل اصلاً قصد توافق ندارد؛ فقط میخواهد با کشدادن مذاکره، زمان بخرد. اگر هدف دشمن همین باشد، نشستن پای میز بدون تضمین روشن، یعنی حرکت در مسیر نقشه آنها. این بدبینی نیست؛ تلخی تجربه است.
بهره سخن
موفقیت در هر مذاکرهای منوط به وجود تضمین معتبر، حفظ اهرمهای بازدارنده و صیانت از سرمایه اجتماعی است. ما امروز با داشتن اهرمهای بازدارنده و حمایت مردمی میتوانیم از موضع برتری نسبت به قبل در مذاکره حضور داشته باشیم؛ مشروط به اینکه بدون تضمین، آن دو مزیتمان را در میز نامطمئن مذاکره قربانی نکنیم.
انتظار میرود تیم مذاکرهکننده با درک این نگرانیها، با حزم، دقت و احتیاط بتوانند فرصتی راهبردی در میدان دیپلماسی خلق کنند و این «پیچ تاریخی» را به سلامت پشت سر بگذاریم.